عشق پیری گر بجنبد . . .
من شاعری جوانم ، نزدیک بیست کمتر !!
دارای عشق هستم ، از عشق قیص (1) برتر
بین تمام مردم ، بهتر ز من کسی نیست
بین تمام مردم ، من بهترم ز بهتر !
خواهان وصل هستم ، با دلبری ، نگاری
من خاک راه هستم ، در زیر پای دلبر
" دلداده ام به یاری ، ما را نمی پسندد "
چون قلب خویش داده ، قبلا به یار دیگر
دیروز رفته بودم ، پیش پدر بزرگم
دیدم که او هم از عشق ، گشته چو مرغ بی سر
گفتم پدر شما هم ، آخر چرا پدر جان ؟
آخر شما که هستی ، از روزگار قیصر (2) !!!
گفتا پسر ندانی ، چون عشق پیرمردان
گر جم خورد ز جایش ، هست از تو کله خر تر
بعدا نوشت ! : این شعرم در شماره 1990 جوانان امروز به چاپ رسیده .
توضیحات :
1. قیص بنی عامر ، مجنون
2. مرحوم مغفور شادروان قیصر روم