تبليغاتX
راز جوان
این شعرم رو به تمامی معتادان شریف و عزیز تقدیم می کنم !!

هشتم اما خشتم !!

      شرا رفتی که ژایت شرد گشته     .    درون قلب ما پر درد گشته

 

      کژا ماندی که امشب بی تو ماندم  .    به یادت قشه گفتم قشه خواندم !!

 

      بلرژد دشت و پا اژ دوریت آخ          .    بیا تا گردد این ویرانه شون کاخ !

 

      بیا که در هوایت پهلوانم               .    بیا که تا ابد با تو بمانم

 

     شرای من شرای هر دو تامون       .    دمادم فکر هم بودن غژامون

 

     بیا و توی رگ مانند خون باش       .    بیا و یک عروشی توی ک. . . باش !!!

 

     بیا که داش اشی در حال مرگه     .    نیایی ژون ما هم مال مرگه

 

     خلاشه ژودتر تا ژنده هشتم        .    بیا که هشتم اما خیلی خشتم !!!!

.

شطور بود حالا ؟؟

+ نوشته این را در جمعه 29 آذر1387این ساعت11:57اسماعیل عسکری |

استاد عزیزم . برادر گلم . آن غزل گوی عاشق پیشه . آن رند غزل خوان

آن شباهنگ که آهنگش مجلس میاراست و غم دل می کاست و بر دل می نشست و بر نمی خواست !

آن که رندان عالم را رهبر بود و عاشقان را سرور و مجلس بی حضور وی ابتر .

و بالاخره آن که اوستاد است و نام  اوستاد بی احترام نباید بردن

در پست قبلی برای ما کامنتی گذاشت به زبان شیرین رازی :

سلام اسی جون (بقیه به زبان رازی)
اخه قبن مسیندر ایم بابه شعر ته که اوریه مینه ر ببرده چندکه عیب علت دره هنگو سعی کری با زیاد کردن بیت یا همو مصرع گیروناگه از دستت نبزه
اینارو به رازی نوشتم که ثابت کنم قصد انتقاد سازنده دارم !

که تر جمه می کنم قسمت رازیش را برایتان :

آخه آدم زبون نفهم !!! اینم شد شعر ؟ تو که آبروی ما رو بردی !! چند تا ایراد داره باید سعی کنی که با

زیاد کردن بیت یا همون مصرع شعر سنگینیه خودشو از دست نده

ای خداوندگار شعر و غزل ما را عفو نما که بس بی تجربه ایم در برابر دریایی از علم شما

باشد که بتوانیم زین پس نیک بنویسیم که اوستادی چون شما از ما راضی باشد .

با سپاس شاگرد کوچکتان .

+ نوشته این را در چهارشنبه 20 آذر1387این ساعت10:39اسماعیل عسکری |

این شعر نو ی طنز رو داشته باشید تا بعد . . .

.

باز شد زنگ فیزیک

و معلم آرام

دست بر کله ی بی موی خودش می کشد و می گوید

بچه ها پس فردا

امتحان می گیرم

از سه فصل اول

آه از دست فیزیک

همه در این فکرند

که به چه نیرنگی

پس فردا

در سر درس فیزیک حاظر نشوند !!

نه به فکر خواندن

من هم

مثل هر دفعه مریضی دارم !!!

.

تقدیم به هم دوره ای های دوره ی دبیرستان .

چه فازی میداد وقتی از کلاس در می رفتیم !!  اما دانشگاه چی ؟؟؟

بخوای میری نخوای نمیری !!  اینجوری حال نمیده

تفریحه بعد از در رفتن بیشتر به آدم می چسبه !!!!!

+ نوشته این را در یکشنبه 17 آذر1387این ساعت16:50اسماعیل عسکری |

نتایج جلسه ای که در تبریز برگزار شد :

 

نتایج جلسه ای که با هدف یکسان سازی و حذف یک جانبه گرایی

 

در جک ها و مطالب طنز با حضور نمایندگانی از سازمان ملل

 

و همچنین تمامی استان ها در تبریز برگزار شد به شرح زیر است :

 

۱- زین پس کلمات { یک ترکه . یک اصفهانیه و . . . } از تمامی جک

 

ها حذف و به جای آن کلمات { یک فارسه یا یک تهرانیه } قرار

 

خواهد گرفت .

 

۲- مطالب طنزی که شخصیت اصلی یا حداقل دوم  آنها یک تهرانی

 

نباشد به رسمیت شناخته نخواهد شد .

 

و همچنین قرار است یک جشنواره طنز با عنوان { یه روز یه فارسه}

 

هر سال در تبریز برگزار گردد که با همکاری هالیوود به برگزیدگان آن

 

جایزه ی اسکار اهدا خواهد شد .

متن قرار داد هالیوود و جشنواره به شرح زیر است :

جشنواره : من قبول می کنم !

هالیوود : i agree to

قرار است اصل این قرار داد به عنوان اولین همکاری هالیوود با

 

یک جشنواره ی ایرانی در موزه ی لوور پاریس نگهداری شود .

 

+ نوشته این را در چهارشنبه 13 آذر1387این ساعت8:58اسماعیل عسکری |

 

متن زیر انشای داداش کوچیکم در زمان کلاس چهارمیشه . خداییش خوندن داره

توضیح اینکه متون قرمز داخل پرانتز نوشته های منه

 

 

در آینده می خواهید چه کاره شوید ؟؟

در آینده می خواهم معلم شوم چون معلمی را دوست دارم و چون شغل معلمی مثل شغل

پیامبران است . من می خواهم از طریق معلمی با همه ی مردم شهرم آشنا شوم و با همه ی

دانش آموزانم . ی خواهم در آینده معلم کلاس پنجم شوم یا معلم کلاس اول ( یا چهارم یا سوم

یا دوم یا . . . !!) ولی اگر نتوانستم معلم شوم می روم و دکتر می شوم ( !!!!!!!!! ... )

دکتری هم شغل خوبیست( شغل اماماست لابد !! ) اگر دکتر شدم می واهم دکتر قلب شوم

اگر نشد جراح ( اگر نشد فیزیوتراپ اگر نشد . . . . ) دکتر قلب بودن خیلی سخت ( تجربه داره ها ! )

اگر نتوانستم همان دکتر معمولی می شوم خیلی زود می توانم همه چیزش را یاد بگیرم

( تقریبا چند دقیقه ؟؟؟ ) خرج زیادی هم ندارد  ( ؟؟؟ ) اگر دکتر نشد یک شغل آزاد می گیرم .

شغل آزاد یعنی مغازه دار بودن یا کشاورزی کردن یا دامداری . اگر مغازه داری شد مغازه

می زنم اگر نشد ۲۰ عدد گاو( توجه کنید فقط بیست تا نه بیشتر !! ) می خرم و دامداری می کنم !

.

خدا رو شکر آخر انشات چوپون نشدی سعید جوووون

+ نوشته این را در یکشنبه 10 آذر1387این ساعت18:56اسماعیل عسکری |

فکر میکنید اگه چرخ گردن واسه یک روز دست من می افتاد چی کار می کردم ؟؟؟

اگر دستم رسد بر چرخ گردون


بر این چرخ پلید پست حیوون


چنان مشتی زنم بر فرق مغزش !!!!


که گردد جابه جا اعمال ایشون


بکارد توی رشت و توی بجنورد


درخت پسته ی اعلای کرمون


دگر ما با دهانمان ببینیم


درآید توی چشمامان دندون !


جوانان نکته های نغز گویند


درآید بنزین از شیر تو میدون


به جای آب شیر از شیر آید


و یا از سر بروید شصت پامون !


خلاصه کار هایی میکنم من


که صد عاقل در آن باشند حیرون

+ نوشته این را در دوشنبه 4 آذر1387این ساعت12:54اسماعیل عسکری |

 

 

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بوده ای

 

اگر روزی تهدیدت کردنت بدان در برابرت ناتوانند

 

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست

 

اگر روزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد !

+ نوشته این را در یکشنبه 3 آذر1387این ساعت16:21اسماعیل عسکری |